محسن نامجو

Mohsen namjoo

به ترتیب حروف الفبا:

از هوش می: از هوش می روم / معشوق جان به بهار آغشته ی منی / هنگامه ی منی که مرا می افتی / صبحانه ی گلوگاه پنهانی منی / نهرم کنند اگر که تو نگاه گلوگاه پنهانی منی / آهو که لخت روی سینه ی من می افتد // یک روزمی که بوی شانه ی تو خواب می برد / آواز من از سینه ام که بر می خیزد / می خوانم تو خواندن منی. (رضا براهنی)***

اکس: این راه کج می رسه به مقصد خدا میدونه / من وتو گمیم توی این اندازه ی بی وسط خدا می دونه // تا کی شتاب رقص نور و آب / تو قطار زندگی انتخاب توهم و سراب // آخ كه چه حالی میكنم من توی این چرخه ی سر در گم / من میچرخم یا چرخ گردون خدا میدونه // من دیگه راه نمیرم نمیدوئم پرواز میكنم بال ندارم  توی دشت خدا شنا كنان صخره ها را ناز میكنم پرواز میكنم. (محسن نامجو)***

اون شب که بارون اومد: اون شب که بارون اومد یارم لب بوم اومد / رفتم لبش ببوسم نازک بود و خون اومد // خونش چکید تو باغچه یه شاخه گل در اومد / رفتم گلش بچینم پرپر شد و هوا رفت // رفتم پرپر بگیرم کفتر شد و رو بام رفت / رفتم کفتر بگیرم ماهی شد و دریا رفت // رفتم ماهی بگیرم آهو شد و صحرا رفت / رفتم آهو بگیرم ستاره شد هوا رفت. (نیست)***

اونو ندیدی: آی بارون پاییزی که از آسمون می ریزی / یه دریا اشک میاری رو برگای زرد می ریزی // صد تا افسانه داری هزار تا قصه داری به من بگو اونو ندیدی // ابر کولی سیاه پر از اندوه پر از آه / می پوشونی صورت غمگین و گریون ماه / می گذری از دشت و رود / ستیغ کوه کبود به من بگو اونو ندیدی // آی موج دریای دور بلند و پاک و مغرور / مرواریدای دلت جنس ستاره و نور / از دامن چشمه ها تا آغوش صخره ها به من بگو اونو ندیدی // اون که ترانه و ساز تو زنگ خنده هاش بود / یه دنیا از رمز و راز تو عمق اون نگاش بود / شوق بلند پرواز همیشه زیر پاش بود به من بگو اونو ندیدی // ای نسیم بهاری ترنم بیداری / از تو باغا می گذری بوی شکوفه داری / هم راز دشت و صحرا هم نم رو به دریا به من بگو اونو ندیدی // دونه ی برف لرزون میای پایین از آسمون / آروم آروم می شینی رو پنجره رو ناودون / رخت شهر میشه سپید به رنگ پاک امید به من بگو اونو ندیدی // ستاره های شبگرد تو این زمستون سرد / راهو نشون می دین به کولی های دوره گرد / ای خوشه های پروین ای ماهیای زرّین به من بگین اونو ندیدین // اون که ترانه و ساز تو زنگ خنده هاش بود / یه دنیا از رمز و راز تو عمق اون نگاش بود / شوق بلند پرواز همیشه زیر پاش بود به من بگین اونو ندیدین. (آرش سبحانی)***

ای یارم: به صحرا بنگرم صحرا ته وینم / به دریا بنگرم دریا ته وینم / به هر جا بنگرم کوه و در و دشت / نشان از قامت رعنا ته وینم // ای یارم ای یار یار یارم ای یار / یار یارم ای یار ای یارم ای یار // دو زلفونت بود تار ربابم / چه مى‏خواهى از این حال خرابم / تو که با مو سر یارى ندارى / چرا هر نیمه شو آیى به خوابم // نسیمى کز بن آن کاکل آیو / مرا خوشتر ز بوى سنبل آیو / چو شو گیرم خیالت را در آغوش / سحر از بسترم بوى گل آیو. (باباطاهر)***

ایرانه خانم: دق که ندانی که چیست گرفتم دق که ندانی تو خانم زیبا / حال تمامم از آن تو بادا گر چه ندارم خانه در اینجا خانه در آنجا / سر که ندارم که طشت بیاری که سر دهمت سر / با توام ایرانه خانم زیبا // شانه کنی یا نکنی آن همه مو را فرق سرت باز منم باز کنی یا نکنی باز / کاکل از آن سوی قاه ها بپرانی یا نپرانی / بی تو گدایم ببین گدای کوچه ی دنیا / با توام ایرانه خانم زیبا // واژه به بالا فکندنم به یاد نداری / باغ دگر شد مرغ سحر خواند خانم زیبا / با توام ایرانه خانم زیبا // رو که به دریا نشد / صبح که خونین نشد / غم که قلندر نشد / گرده ی لیمو و بعد، خردی لب ها و بعد، ناخن انگشت بعد / هوش درخشان لحظه لحظه جدایی // من چه کنم بی تو، من چه کنم وزن، این چه کنم بی تو،من چه کنم را، من چه کنم ای خانم زیبا. (دکتر رضا براهنی)***

آستانه جانان: (نیست). (حافظ)***

آن روز را چه شد: روزي كه عشق پاك بدين مقام خاك شد / روزي كه نعره ي دل آدم بر افلاك شد // وقتي كه قطره اشك امانت نمي دهد / وقتي كه گلشن باغي فتنه آباد شد // آن روز را چه شد امروز را چه می شود // زندان كه جاي امن تباهي بود يا هوالعجب / سرهاي خلق چون پر كاهي بود يا هوالعجب // سوداي عدل و داد سر دوراهي بود / جان ها همه مشتاق نگاهي بود // ای شادی آزادی روزی که تو باز آیی / با این دل غم پرور من با تو چه خواهم کرد // دل هامان غمگین است غم هامان سنگین است / ما سر تا پا زخمیم ما سر تا پا دردیم // اي دوست شاد باش كه شادي سزاي توست / اي دوست پاك باش كه پاكي نداي توست // آن روزها كه درد كشيدي به جان خويش / امروز اين مكان موزه ي دردها شد. (هوشنگ ابتهاج)***

آن مان نواران: (نیست). (شعر کودکانه)***

آواز تلفیقی: او ندارد یار بی یار چگونه دودا // جانا به خراباتا تا لذت جان بینی / جان را چه خوشی باشد بی صحبت جانانه // شرجی شطرنج و غار / شرجی شطرنج و سراب / شرجی قاشق و شراب // دیگر پیرهن گلی ات را درار / درار به مرو به میان انقدر دیگر / افلاک که جز غم نفزایند دگر // از خانه برون جستم مستیم به پیش آمد / در هر نظرش مضمر صد گلشن و کاشانه // گفتم ز کجایی تو تسخر زد و گفت ای جان / نیمیم ز ترکستان نیمیم ز فرغانه / نیمیم ز آب و گل نیمیم ز جان و دل / نیمیم لب دریا نیمی همه دردانه. (ابو حفص سغدی، مولوی, بهنام نوروزی)***

آیینه: جسم خاک از عشق در افلاک شد / کوه در رقص آمد و چالاک شد // آینه ات دانی چرا غماز نیست / زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست // شاد باش ای عشق خوش سودای ما / ای طبیب جمله علت های ما // ای دوای نخوت و ناموس ما / ای تو افلاطون و جالینوس // چون که گل رفت و گلستان در گذشت / نشنوی زان پس ز بلبل سرگذشت // چون که گل رفت و گلستان شد خراب / بوی گل را از چه جوییم از گلاب. (مولوی)***

بگو بگو: بگو که چه کارت کنم ز گریه جویم و دل را / بگو که شکارت کنم به غمزه مویم و آه // ببین که فغانت کنم ز خنده چینم و لب را // ببین که نشانت کنم ز فتنه کینم و آه // نماز شام غریبان چو گریه آغازم / به مویه‌های غریبانه قصه پردازم / به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار / که از جهان ره و رسم سفر براندازم / من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب / مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم / خدای را مددی ای رفیق ره تا من / به کوی میکده دیگر علم برافرازم // بیا که نگارت شوم به طرفه سایم و تن را / بیا به زیارت شوم چو خسته‌ پایم و آه // همای اوج سعادت به دام ما افتد / اگر تو را گذری بر مقام ما افتد / حباب وار براندازم از نشاط کلاه / اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد / به ناامیدی از این در مرو بزن فالی / بود که قرعه‌ی دولت به نام ما افتد // شکن که شیارت کنم ز شرح شاهد و شور / شکن چه شرارت کنم ز شمس شاهد و شور // بیا و کشتی ما در شط شراب انداز / خروش و ولوله در جان شیخ و شاب انداز / به نیمه‌شب اگرت آفتاب می‌باید / ز روی دختر گل‌چهر رز نقاب انداز. (محسن نامجو، حافظ)***

بنگر به جهان: بنگر به جهان چه طرف بربستم هیچ / وز حاصل عمر چیست در دستم هیچ // شمع طربم ولی چو بنشستم هیچ / من جام جمم ولی چو بشکستم هیچ // افسوس که بی‌فایده فرسوده شدیم / وز داس سپهر سرنگون سوده شدیم // دردا ندامتا که تا چشم زدیم / نابوده به کام خویش نابوده شدیم // اسرار ازل را نه تو دانی و نه من / وین حل معما نه تو خوانی و نه من // هست از پس پرده گفتگوی من و تو / چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من // از من اثری ز سعی ساقی مانده‌ست / وز زمزمه‌ی عطر اقاقی مانده‌ست // وز باده‌ی دوشین قدحی بیش نماند / از عمر ندانم که چه باقی مانده است. (خیام)***

پارازیت: برنامه ای از طرف بچه های انقلاب / که حالا شدن مزدورای آمریکاییه دلقک معاب // ملت بیدار جماعت هوشیار مردم همیشه در صحنه / شما که حوصله ی اخبارو ندارید و همه خبرا براتون بده // معرفیه خوبها و بدها و زشتها / از ناگفته ها شفاف سازی و در 30 دقیقه ی آینده پارازیت بنیان قدرت را قلقلک می دهد // این بانگ آزادیست کز خاوران خیزد / فریاد انسانهاست کز نای جان خیزد // اعلام طوفانهاست کز هر کران خیزد / آتشفشان قهر ملت های در بند است / حبل المتین توده های آرزومند است // اهلاً و سهلاً این پارازیته / محموله ی امشب توی ترانزیته / سوژه های تازه سوژه های جدی اخبار خنده و مسخره / نیم ساعت دیگه همین جاییم // دشمن خیال کرده ما نو گل بهاریم اما امام ما گفت. (آرش سبحانی)***

پریود: (نیست). (شاهین نجفی)***

پیپ: گرفتی نشستی تو خونه هیچی رو نمی بینی تو دنیا / منو ببین چقدر خوشحالم چونکه دارم پیپ می کشم / همه چی رو می گی به پوله نمی دونی کی ماله کدومه / من که با آدما خوشحالم چونکه دارم پیپ می کشم / من که خیلی موزیک می زنم تاب می گیرم و هی ریتم میزنم / می گی چرا به من خوشحالم چونکه دارم پیپ می کشم / تو که خسته و حیرون هستی دیونه شدی و آروم نیستی / می گی چرا به من می خندم چون که دارم پیپ می کشم / تو که مدام سگ دو میزنی دنباله نون بال بال می زنی / می گی چرا به من آرومم چونکه دارم پیپ می کشم / منو ببین چقدر باحالم اینو پیپ من خوب میدونه / کرک و شیشه و اکس کدومه من دارم پیپ می کشم / تو که دنبال اعتراضی زندگیتو گرفتی به بازی / منو ببین چقدر آزادم چونکه دارم پیپ می کشم. (نیست)***

تاب بنفشه: تاب بنفشه می دهد طره مشک سای تو / پرده غنچه می درد خنده دلگشای تو // ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز / کز سر صدق می کند شب همه شب دعای تو // من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان / قال و مقال عالمی می کشم از برای تو // خوش چمنیست عارضت خاصه که در بهار حسن / حافظ خوش کلام شد مرغ سخنسرای تو. (حافظ)***

ترش و شیرین: از اینور شب تا پل ستاره کی میدونه که کی خوابه کی بیداره/ یکی دلش میخواد بخنده خورشید یکی دلش میخواد بارون بباره / یکی داره پنجره رو مینده یکی در و وا میکنه دوباره / خنده و شادی و اشک و غم توی دل همه پا میذاره / سهم ما اینه شاید زیاد و کم / یک سبد لبخند یه لحظه غم / یکی داره پولاشو روو هم میذاره / یکی داره بدهیاش و میشماره / یکی شبا خوابای رنگی میبینه / سرش و که روی بالش میذاره / سهم این یکی کابوسه صابخونه بدهی اجاره / فقیر و پولدار هر دلی واسه خودش هزار تا غصه داره / همسفر هستیم با هم تو این مسیر / مثل بارون شو تو این کویر / بی تو اینجا دل میرسه به نا کجا / تکیه گاهم باش تو ای خدا. (نیست)***

تو کجایی: اون از ستاره این از ماه / اون از شب تاریک و این از راه / این از من تنهای بی همسفر تو کجایی // اون از غروب این از سحر / گفتی منتظرم بیا از سفر / حالا که به خونه رسیدم تو کجایی // اون از زمستون این از بهار / دستای سرد دل بی‌قرار / ای داد از غم تنهایی تو کجایی // بی تو هر روز غروبی دلگیره / شبای سرد من قحطی ستاره‌س / روح آواز تو چنگ شب اسیره / معنی اسم تو بهترین ترانه‌س // نه پیامی نه نشونی / رو زمینی یا آسمونی / کاش می‌گفتی کاش می‌دونستم تو کجایی // اون از بقیه این از تو / امروزم مثل دیروز روز از نو / خسته‌ام از روزای تکراری تو کجایی // شبای تو همشون مهتابی / روزای تو گرم و آفتابی / اینم از روز و شب من تو کجایی // این از ناله‌ی من و سکوت تو / این از خواهش من و غرور تو // حیف از روزایی که بی تو بودم / اون همه شب که تنها موندم / دیر اومدی ولی زود رفتی حالا کجایی. (آرش سبحانی)***

خشم کردم: من آن شب سیاهم کز ماه خشم کردم / من آن گدای عورم کز شاه خشم کردم // از لطفم آن یگانه می خواند سوی خانه / کردم یکی بهانه وز راه خشم کردم // ز آهن ربای اعظم من آهنم گریزان / وز کهربای عالم من کاه و خشم کردم // این را تو بر نتابی زیرا برون آبی / کز شهر آفتابی از ماه خشم کردم // ما ذره ایم سر کش از چهار و پنج و از شش / خود پنج و شش که باشد ز الله خشم کردم // می بر زند ز مشرق شمع فلک زبانه / ای ساقی صبوحی در ده می شبانه // گر سنگ فتنه بارد فرق منش سپر کن / گر تیر طعنه آید جان منش نشانه // عقلم بدزد لختی چند اختیار دانش / هوشم ببر زمانی تا کی غم زمانه. (مولوی، سعدی)***

چشم آهوانه: منگر چنین به چشمم ای چشم آهوانه / ترسم قرار و صبرم بر خیزد از میانه // ترسم به نام بوسه غارت کنم لبت را / با عذر بی قراری این بهترین بهانه // ترسم بسوزد آخر همراه من تو را نیز / این آتشی که از شوق در من کشد زبانه // چون شب شود از این دست اندیشه ای مدام است / در بر کشیدنت مست ای خواهش شبانه // ای رجعت جوانی در نیمه راه عمرم / بر شاخه ی خزانم نا گه زده جوانه // ای بخت نا خوش من شبرنگ سرکش من / رام نوازش تو بی تیغ و تازیانه // ای مرده در وجودم با تو هراس توفان / ای معنی رهایی ای ساحل ای کرانه // جانم پر از سرودی است کز چنگ تو تراود / ای شور ای تترنم ای شعر ای ترانه. (حسین منزوی)***

چشم سیاهم: (نیست). (نیست)***

چشمی و صد نم: عیشم مدام است از لعل دلخواه / کارم به کام است الحمدلله // ای بخت سرکش تنگش به بر کش / گه جام زر کش گه لعل دلخواه // از دست زاهد کردیم توبه / وز فعل عابد استغفرالله // جانا چه گویم شرح فراقت / چشمی و صد نم جانی و صد آه // کافر مبیناد این غم که دیده‌ست / از قامتت سرو از عارضت ماه // ما را به رندی افسانه کردند / پیران جاهل شیخان گمراه // مهر تو عکسی بر ما نیفکند / گونینه‌رویان آه از دلت آه / آیینه‌رویان آه از دلت آه // آیین تقوی ما نیز دانیم / لیکن چه چاره با بخت گمراه // گر تیغ بارد بر کوی آن ماه / گردن نهادیم الحکم لله // ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم / یا جام باده یا قصه کوتاه. (حافظ)***

چگوارا: پیدا کنیدش دوباره بگو دوباره بمیرد شاید دستم را بگیرد / پیدا کنیدش دوباره هی هی سیرا ماسرا سیرا ماسرای تنها / زخمی پیدا کن مردی را که بخواند چه گوارا / یک مشت پر از گلوله گل چک چکه چک چکاشا / می افتد سنگین روی خاک یک مشت پر از گلوله. (نیست)***

چهارخانه: شب چارخونه یه خونست که تو چشمات چار تا میشه / چهل هزار برجم که باشه چار خونه بیشتر نمیشه // زندگیمون خاله بازی با یه شیوه ی جدیده / ای شما آقا خانم هی از من و شما بعیده // خواستنی هامون که کم نیست کمترم دیگه نمیشه / گاهی وقتا صد تا آدم نصف آدمم نمیشه // ای همه از راه عادت جعبه ی زهنای روتین / آدمای چار خونه دلای چار خونه آذین // به کجا چنین شتابان // روی ریتم خارج بو خوندن فاعشه پرنده / جق جقه جمجمه ی شعر تو شیار چرخ دنده // کو نسیم خیس رویا رو تنه برگ و پرنده / کو دل و هوای دریا کو نیاز پاک چشمه // شهر نور و شور وشادی توی چار دیواری تن / خوندن سبز غناری توی هر کوجه و بر زن // چیدن میوه آشتی از درختای ستربند. (نیست)***

داب دوامی: آنکه هلاک من همی خواهد و من سلامتش / هر چه کند ز شاهدی کسی نکند ملامتش // میوه نمی دهد به کس باغ تفرجست و بس / جز به نظر نمی رسد سیب درخت قامتش // کاش که در قیامتش بار دگر بدیدمی / کانچه گناه او بود من بکشم غرامتش. (سعدی)***

داماد باد: شاید که حال و کار دگرسان کنم / هرچون به هست قصد سوی آن کنم // داماد باد را به گلستان برم / گل را عروس باد بهاران کنم / خواهی به شعر نابت مهمان کنم // خالی خمم فتاده ز صافی می // مفعول فاعلات مفاعیل فع / بنیاد این مبارک بنیان کنم. (ناصر خسرو)***

دختران فراری: بس مادرانند به زاری بر دختران که شدند فراری / کاین شهر آشوب شهر فریب آموخته است اصل بی قراری / نطفه بی بند و باری است / یکی به فرمان تیغ و یکی تیز عشق به ستیز می کشدش / به خیابان به بیابان خشم که شد فراری آموخت بی قراری / شد آن بی همه شد تنها در همهمه ای گنگ / در بطنی پر از نیرنگ و کین و خشم / یکی را پدر ندارد نان / یکی را پدر جنم ندارد هان / یکی را پدر اصلا ندارد جان / یکی اسیر چو آهویی بی زبان / یکی را به جای مادر زنی دیگر است / دختری به جای آکسار اکس میزند / در پارتی عزیزان که با هر چه بدی بود وای. (محسن نامجو)***

دل زارم: دل زارم فغان کم کن / تو اشک از دیده گان کم کن / غم و ناله ز جان کم کن / وای چه ناله ها که از دل به راهت نمودم من / بهره ای از آن به عمرم به جز غم ندیدم من // مرا کشته نگاه تو / نشینم چشم به راه تو / که بینم روی ماه تو / گشته سجده گاه من ماه من کعبه رویت / دل شده اسیر دام خم و تاب گیسویت // بازا و بنشین یکدم که به لب آمد جان عزیزم از انتظارت / قهر و جدایی بس کن که بسته ی دامم و مرغ دل شد شکارت // بهر تو می‌سوزد دل ولی تو نداری ز حال زارم خبری / آه جگر سوزم را به دل تو زیبا ز چه نبود اثری // بیا بر من بیا و ببین که آمده بی تو چه به سر من / مه پیکر من سیمین بر من بیا و ببین تو چشم تر من // بت دیرین شب پیشین که به خوابم ماهی آمد / شده آگاه دلم ای ماه که تو پیشم خواهی آمد // گذری کن نظری کن چه خوش اندام و شیرینی / دل مارا تو دل آرا ز وفا ده تسکینی. (به روایت فریدون فرخزاد)***

دلا دنگم: (نیست). (عبدی بهروانفر)***

دو خوانی: تو چه مظهری که ز جلوه‌ی تو صدای صبحه‌ی قدسیان / گذرد ز ذروه‌ی لامکان که ‌خوشا‌ جمال‌ ازل ‌خشا // ز شکنج زلف تو هر شکن گرهی فتاده بـه کار من / ز گره ‌گشایی زلف خود تو ز کار من گرهی گشا // نفحات وصلک اوقـدت جـمرات شوقک فی الحشا / ز غمت به سینه کم ‌آتشی ‌که نـزد ‌زمانه ‌کما تشا // چه جفا که جامی خسته دل ز جدایی تو نمی‌کشد / قدم ‌از طریق وفا مکش سوی عاشقان جفاکشا. (جامی)***

دوزخ: گردون نگری ز قد فرسوده ما / جیحون اثری ز اشک پالوده ما // دوزخ شرری ز رنج بیهوده ما است / فردوس دمی ز وقت آسوده ماست // گویند مرا که دوزخی باشد مست / قولیست خلاف دل در آن نتوان بست // گر عابد و زاحد به دوزخ باشند / فردا بینی بهشت همچون کف دست // از من اثری ز سعی ساقی مانده‌ست / وز زمزمه‌ی عطر اقاقی مانده‌ست // وز باده‌ی دوشین قدحی بیش نماند / از عمر ندانم که چه باقی مانده است // افسوس که بی‌فایده فرسوده شدیم / وز داس سپهر سرنگون سوده شدیم // دردا ندامتا که تا چشم زدیم / نابوده به کام خویش نابوده شدیم // از جمله ی رفتگان این راه دراز / باز آمده ای کو که به ما گوید باز // وان بر سر این دو راهه از سوی نیاز / چیزی نگذاریم که نمی آییم باز. (خیام)***

دهه شصت: (نیست). (محسن نامجو)***

دیازپام ده: ببین دیازپام ده خورانده‌اند // از سه راه آذری گذر از دود و سروری گذر از پیاز و جعفری گذر از شراب خانگی گذر / ز کار و بار و یار و دلبر گذر/ دود سیگار را بگیر به عرش رو فرش زیر پای را فروش ز سر ز همسر گذر ز مادر گذر ز ما درگذر / دود سیگار را ببین برو بمیر زیر پای را ببین ز جان گذر ز جان ز خانمان گذر / عر بزن کوبه‌ی سفالی‌ات بر در بزن گشوده شد چو در ز در گذر / ز کار و بار و یار و حال و فال و دلبر گذر / جسم خود سه راه آذری ببر برون نیا شمال شهر را بُکش بِکش به دشت آمپول و ساقیان و در گذر / ز سر ز همسر ز ما درگذر / تیغ و رگ ز جمجمه تپانچه بگذران بر آزردگی خود کمانچه بگذران ز جان گذر ز خانمان گذر / ببین چگونه جان مشوش است عدد بده ببین شهید شد برادرت عدد بده ببین که نیستی عدد نود بده ز صد گذر / دلت به انتظار چشم‌هاست عدد بده ببین جهان چگونه کرده است راست / نرو به زیر کار و بار دلبران گران خزان شدی و سست و زرد از کران تا کران دلت چه شد به باد رفت تمام ایده‌ها و آرزو ز یاد رفت / چست و چابکی چنین که خشم دردهی ز جان گذر ز جان ز خانمان گذر / برو ونک به گوشه‌ای نشین و ساز زن برو چنان به زیر آواز زن / دد بشو تهمتن و ز هفت خوان گذر / ببین دیازپام ده خورانده‌اند خلق را / ببین چگونه کرده‌اند مجریا دلق را / ببین چگونه بشکنند جای شیشه طلق را / ببین چگونه پول می‌دهیم نفت و آب و برق را / ببین احاطه کرده‌ است عددفکر خلق را / مچاله شو به جوی آب شو روان عدد بده زباله شو به گوشه‌ای غمین هزار ساله شو عدد بده / این قرار عاشقانه را عدد بده شور و حال عارفانه را عدد بده / رو جهان بی‌کرانه را سند بزن روی رود تشنگی سد بزن / چه مانده‌است در برت فقط ندای ماندولین چه مانده‌است در کفت فقط سرنگ انسولین، انسولین و واسکازین و وازلین و واجبین و ژاولین و زاغلین و صاحبین و مومنین و / آی مرد سامری خفن شدی در سه راه آذری کفن شدی عین ما به بی‌کسی ز پیچ و تاب این زمانه چون چلانده‌اندت و رسن شدی. (محسن نامجو)***

رفتم سر کوچه: رفتم سر کوچه یه پک از سیگار بگیرم رفتم اون دنیا تا بمیرم / رفتم جیگرکی دو سه سیخ جیگر بگیرم گفتش سگت چی زنت چی بچت چی // می شه یه مرده بود تو بیمارستان می شه یه مادر مرده بود توی قبرستان / می شه یه مرده بود تو تیمارستان می شه یه قرص خورده بود توی قبرستان // می شه داد زد آهای مردم کلا به تخمم // حالا ببینا نمی زارن مثل سگ کنار تو زندگی کنم / حالا ببینا نمی زارن مثل خوک برای او بندگی کنم. (محسن نامجو، عبدی بهروانفر)***

رو به رو: گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو برو / شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو // ميرود از فراق تو خون دل از دو ديده ام / دجله به دجله يم به يم چشمه به چشمه جو به جو // مهر تو را دل حزين بافته بر قماش جان / رشته به رشته نخ به نخ تار به تار پو به پو // از پی ديدن رخت همچو صبا فتاده ام / خانه به خانه در به در کوچه به کوچه کو به کو // دور دهان تنگ تو عارض عنبرين خطت / غنچه به غنچه گل به گل لاله به لاله بو به بو // در دل خويش "طاهره" گشت و نیافت جز تو را / سفته به سفته لا به لا پرده به پرده تو به تو. (طاهره قرةالعین)***

روزگار غریبیست: (احمد شاملو)***

زلف: زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم / ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم // می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر / سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم // شهره ی شهر مشو تا ننهم سر در کوه / شور شیرین منما تا نکنی فرهادم // رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس / تا به خاک در آصف نرسد فریادم // حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی / من از آن روز که در بند توام آزادم // یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم / غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم  // رخ بر افروز که فارغ کنی از برگ گلم / قد بر افراز که از سرو کنی آزادم // شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را / یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم. (حافظ)***

ساربان: ای ساربان ای کاروان لیلای من کجا می بری / با بردن لیلای من جان و دل مرا می بری // ای ساربان کجا می روی لیلای من کجا می بری // در بستن پیمان ما تنها گواه ما شد خدا / تا این جهان برپا بود این عشق ما بماند به جا // تمامی دینم ز دنیای فانی شراره ی عشقی که شد زندگانی / به یاد یاری خوشا قطره اشکی ز سوز عشقی خوشا زندگانی // همیشه خدا یا محبت دل ها به دل ها بماند به سان دل ما / که لیلی و مجنون فسانه شود حکایت ما جاودانه شود // تو اکنون ز عشقم گریزانی / غمم را ز چشمم نمی خوانی / از این غم چه حالم نمی دانی // پس از تو نمونم برای خدا تو مرگ دلم را ببین و برو / چو طوفان سختی ز شاخه ی غم گل هستی ام را بچین و برو // که هستم من آن تک درختی که در پای طوفان نشسته / همه شاخه های وجودش ز خشم طبیعت شکسته. (خیام)***

ستوده دلان: این سفرهای گران از در و دیوار وجود تو تنم موش میریزه / به یکی کشته‌ی ناخوانده چه سود که چنین از در و دیوار هویج صدای خرگوش میریزه // گاهی وقتا دل برام دست می زنه با پا می کشه و پس میزنه / عقلی که زخمش چرکیه دیگه مرخص میزنه // وقتی ۲۰۶ هست دل توی صحرا میپره / وقتی فقر و حشیش هست باز دل توی صحرا میپره // وقتی قل و زنجیر هست دل پائین و بالا میپره / اما وقتی در زندون بازه اونی‌ که در بره خیلی‌ خره // همه چی به ما می‌خنده یره / همه چی با ما می‌گنده یره / همه چی با ما می پوسه یره / همه چی با ما می سوزه یره // وقتی نماز به اتمام می رسه حالا نوبت سلام میرسه / وقتی شرافت به انجام میرسه حالا نوبت حمام میرسه // آخ اگه بارون بزنه وای اگه بارون بزنه // وقتی سرتُ کردن توی جوب / بیوگرافیتُ همون تو آب بنویس / وقتی دستتو پیچوندن از پشت / رو سطح خارجی حباب بنویس / از می و عشق و گل و گلاب بنویس / وقتی هنر به اتمام میرسه / وقتی سخن به انجام میرسه / وقتی صفای باطن می‌خندونتت / وقتی وفای ناب آخ میبره آدم. (محسن نامجو)***

سرو  روان: مرا خود با تو سری در میان هست / وگر نه روی زیبا در جهان هست // وجودی دارم از مهرت گدازان / وجودم رفت و مهرت همچنان هست // ندانم قامتست آن یا قیامت / که می گوید چنین سرو روان هست // برو سعدی که کوی وصل جانان / نه بازاریست کان جا قدر جان هست. (سعدی)***

شکوه: به شکوه گفتم برم ز دل‌ یاد روی تو آرزوی تو / به خنده گفتا نرنجم از خلق و خوی تو یاد روی تو // ولی‌ ز من دل‌ چو برکنی حدیث خود بر که افکنی / هر کجا روی وصله ی منی ساغر وفا از چه بشکنی // گذشتم از او به خیره سری گرفته ر‌ه مه دگری / کنون چه کنم با خطای دلم گرم برود آشنای دلم / به جز ر‌ه او نه راه دگر دگر نکنم خطای دگر // نخفته ام به خیالی که می پزد دل من / خمار صد شبه دارم شرابخانه کجاست. (نادر گلچین)***

شهر خاموش: شهر خاموش من آن روح بهارانت کو / شور و شيدايي انبوه هزارانت کو // سوت و کور است شب و ميکده ها خاموش اند / نعره و عربده ي باده گسارانت کو // شيهه ي اسب و هياهوي سوارانت کو / زير سرنيزه ي تاتار چه حالي داري // دل فولادوش شیر شکارانت کو. (شفيعي کدکني، شاملو)***

طره مایو: (نیست). (عبدی بهروانفر)***

طلوع: وقتی که دلتنگ می شم و همراه تنهایی میرم داغ دلم تازه می شه / زمزمه های خوندنم دقدقه های موندنم با تو هم اندازه می شه // قد هزار تا پنجره تنهایی آواز میخونم / دارم با کی حرف میزنم نمیدونم // این روزا دنیا واسه من از خونمون کوچیکتره / کاش می تونستم بخونم قد هزار تا پنجره // طلوع من وقتی غروب سر بزنه موقع رفتن منه // حالا که دلتنگی داره رفیق تنهاییم می شه کوچه ها نا رفیق شدن / حالا که هی می خوان شب و روز به همدیگه دروغ بگن ساعت ها هم دقیق شدن. (حسام حسامیان)***

کافر: (نیست). (نیست)***

گیس: یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم خود را چو فرو ریزم با خاش درآمیزم وگرنه من همان خاکم که هستم / یک روز سر زلف بلوندت چینم بهر دل مسکینم اینم جگرم / یک روز که باشم مست لایعقل و طرد و سست یک روز ارس گردم اطراف تو را گردم کشتی شوم جاری / از خاک برآرم تو بر آب نشانم تو دور از همه بیزاری / دریای خزر گردم خواهی تو اگر جونم / محصول هنر گردم خواهی تو اگر جونم / یک روز بصر گردم یک روز نظر گردم / پانصد سر سردرگم ای وای / حبل المتین گیست جمعا به تو آویزیم / لاتفرقوا و اعتصموا به حبل الله جمیعا و لا تفرقوا // یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم یک روز دو چشمم خیس یک روز دلم چون گیس آشفته و ریساریس بردار دگر بردار بردار به دارم زن از روی پل فردیس // صد سینه سپر گردم خواهی تو اگر جونم //  ای درد تو ام درمان درد سر ناکامی / ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی / وی خاطره‌ات پونز نوک تیز ته کف کفشم / این سندل رسوایی / گرگی تو و میشم من جمعا به تو آویزیم / آب از تو سریشم من جمعا به تو آویزیم / اوگزاز و دیازپامی جر زلفت آرامی / چون زلف تو نآرامم رسوا و پریشم من سشوار. (محسن نامجو)***

لیدی تهرانی: (نیست). (محسن نامجو)***

مارکوزه: هو هو ماركوزه ي من غذای هر روزه ی من / دوبيتی فائز من ببين تو دريوزه ی من / به دست خود پوزه ی من ببند قلاده تويي / جفاي سر داده تويي جفاي آماده تويي وفاي سرداده تویی / هو هو هرناندز من مراحل سنتز من / دوبيتی فائز من تعلم غامض من / هو هو محدوده من شكاف محدوده من / ببين تو سروده ی من ببين تو دل و روده من // سفيد دردانه من مرغ غم ام گشتم و شد حسرت تو دانه من / هوهو قتامه من هوهو هنگامه من هو هو افسانه من هو هو رندانه من هو هو مردانه من هو هو ماركوزه من غذاي هر روزه من. (محسن نامجو)***

مرجانه: (نیست). (نیست)***

مرد جان به لب رسیده: دست به سر کشیده چون جام به تن خموده / مرد جان به لب رسیده را چه نامند // عشق سر کوچه به آهنگ زباله رقصید / وعده‌ی فردوس هدر شد، شده از دست عمر // خاک به سر پخش شد باد وزید و همه‌ اسرار عیان شد / طالع و صالح مطاع خویش نمودند / اوسنه از دست رفت جمله خزان شد / هفت سوار کرند بر لب اروند / هر یک باشد ندای ازمنه‌ی من / هر یک باشد صدایی از ننه‌ی من / سنت و تجدید راه خویش نمودند // بر در ارباب بی‌مروت دنیا / یا که ز تاریخم آنچه رنج برآمد / ملت عاشق که خط و ربط نداند / ملت تو ما شدیم کوروش والا // سکه‌ی زرین نیکل شد بدون ثمر / بارگه عدل هتل شد نمانده کمر. (محسن نامجو)***

مرغ سحر: مرغ سحر ناله سر کن / داغ مرا تازه تر کن // ز آه شرربار این قفس را / بر شکن و زیر و زبر کن // بلبل پر بسته ز کنج قفس درا / نغمه ی آزادی نوع بشر سرا // هر نفسی عرصه ی این خاک توده را / پر شرر کن ناله سر کن // ظلم ظالم جور سیاد / آشیانه ام داده بر باد // ای خدا ای فلک ای طبیعت / شام تاریک ما را سحر کن // نو بهار است گل ببار است / ابر چشمم ژاله بار است // این قفس چون دلم تنگ و تار است / شعله فکن در قفس ای آه آتشین // دست طبیعت گل عمر مرا مچین / جانب عاشق نگه ای تازه گل ازین // بیشتر کن مرغ بی دل شرح حجران مختصر کن ناله سر کن. (محمدتقی بهار)***

مرغ سخندان: اگر دستم رسد روزی که انصاف از تو بستانم / چراغ عهد ماضی را چنین دستی برافشانم // چنانت دوست می دارم که گر روزی فراق افتد / تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم // من آن مرغ سخندانم که در خاکم رود صورت / هنوز آواز می آید به معنی از گلستانم // رفیقانم سفر کردند هر یاری به اقضایی / که هر کو رفت در عالم شنید آواز پنهانم. (سعدی)***

مست و خراب: هین کژ و راست می روی باز چه خورده ای بگو / مست و خراب می روی خانه به خانه کو به کو // با که حریف بوده ای بوسه ز که ربوده ای / زلف که را گشوده ای حلقه به حلقه مو به مو // راست بگو به جان تو ای دل جانم آن تو / ای دل همچو شیشه ام خورده میت سبو سبو // راست بگو نهان مکن پشت به عاشقان مکن / چون خمشان بی گنه روی بر آسمان مکن // چشمه کجاست تا که من آب کشم سبو سبو // لقمه ی هر خورنده را در خور او دهد خدای / آنچه گلو بگیردت حرص مکن مجو مجو. (مولوی)***

نو بهاری: چونست حال بستان ای باد نو بهاری / کز بلبلان بر آمد فریاد بی قراری // گل نسبتی ندارد با روی دل فریبت / تو در میان گل ها چون گل میان خاری // ای گنج نوش دارو بر خستگان گذر کن / مرحم به دست و ما را مجروح می گذاری // عمری دگر بباید بعد از وفات ما را / کین عمر طی نمودی اندر امیدواری. (سعدی)***

نو کانتی: عقاید نئوکانتی از آن من شقایق نرماندی از آن تو / حلاوت و بی‌صبری از آن من عشق پانزده‌سانتی از آن تو // ماکارونی تمبر هندی از آن ما / خیابان شهید قندی از آن ما / قبری که بهش می‌خندی از آن ما /  ذکاوت و رندی از آن ما // ز سفره چه می‌جوبی حاتم من / با خودت چه می‌گویی خاتم من / دیگه واسه چی می‌جویی ماتم من / بابا تو چه پررویی خاتم من // اسبت رو کجا می بندی بوبوی من / به چی تو دل می‌خندی کوبوی من / آقا به مویی بندی سرور من / خانم به چی پابندی شرور من // کوکوی دو شب مانده از آن ما / کپی پدرخوانده از آن ما / کلفتی پرونده از آن ما / انتقاد سازنده از آن ما / ملی‌پوش بازنده از آن ما / خلقت ناخوانده از آن ما / دولت شرمنده از آن ما / شاید که آینده از آن ما. (محسن نامجو)***

نوشین لبان: شیوه ی نوشین لبان خدا خدا / چهره نشان دادن است عزیز من // پیشه ی اهل نظر دیدن و جان دادن است / چون به لعلش می رسی خدا خدا // جان بده و دم نزن عزیز من / مزد چونین عاشقی نقد روان دادن است // من از دست غمت عزیزم / چه مشکل ببرم جان // با ما بی وفا تو که نبودی / بی مهر و وفا تو که نبودی // پر جر و جفا تو که نبودی / دور از دل ما تو که نبودی. (علی اکبر شیدا)***

نی: (نیست). (نیست)***

واق واق سگ: (نیست). (محسن نامجو، عبدی بهروانفر)***

هستی: هستي از ما آلت خورده هستي ما از هستي / هستي از ما آلت خورده از تو پندارد همي خورده ايم ما ز هستی موز هستي را آلت گونه و مي خوريم ما بی بدون بی هیچ هستی که هست باشدمان / براي روز مبادا مباد كه باشیم ما بر هستی ماندگار تر از هسته هلويي كه نيست شود از براي آمدن هسته ديگر بر هستي / و تنها همان هست بي هست است كه هل مي دهدمان شتاب كنيم تا بمانیم بر هستی و نمانیم از هستی / می دویم ما بی بدون بی هیچ هستی گاوآهن گونه و می دویم ما بی بدون بی هیچ هستی / وين ميانه يكي نيست بر خال هسته ی من هلو شده هست شده یکی آلت که خورده ام من از هستی و درد می کند بدجور / طوري كه روي دشت هستي بدوم و نعره ی من و با هم هستیم بر آورم كه من نه بايد بدوم فقط يك كلمه بگويم که من نه بايد بدوم و بگويم. (محسن نامجو)***

هم خانه: که در قماري هماره با ما به ظاهري گيج و نابلد عشق / نشسته اما هميشه از ما چه ماهرانه که مي برد عشق / دوباره آوخ که مي خلد عشق / بگو که هو يا علي مدد عشق // درد بگذارد ميان کاسه ات / دشمن همخانه ي هم کاسه ات / با جناب حضرتش آداب نيست / شطح و طامات اش همين تير و کمان / قهقه آيينه در تشريف سنگ / اره بر پاهاي استدلاليان / تيله بازي کردن با انجم است / مهره ي زاپاس آس پنجم است // غرش توفنده بر فانوس ما / مرگ افلاطون و جالينوس ما / ميکس وار اختيار و لاجرم / فايل شادي از پس پسورد غم / زخم را با زخم مرهم کردن است / داستان خوب روکم کردن است / يادگاري بر تن سنگ لحد / بازي نرد  است و تاس بي عدد / حکمت ديرين کفش پابه پا / يادگار گنبد دوار ما. (احمد اخوان)***

همراه شو عزیز: همراه شو عزیز تنها نمان به‌در / کین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود / دشوار زندگی هرگز برای ما / وین رزم مشترک آسان نمی‌شود. (پرویز مشكاتیان)***

یار مرا: یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا / یار تویی غار تویی خواجه نگهدار مرا // نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی / سینه‌ی مشروح تویی بر در اسرار مرا // نور تویی سور تویی دولت منصور تویی / مرغ کهیتور تویی خسته به منقار مرا // قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر تویی / قند تویی زهر تویی بیش میازار مرا. (مولانا)***

یا رب مرا یاری بده: (نیست). (نیست)***

یارم بیا: ای یارم بیا دلدارم بیا / دل میل تو داره سزاوارم بیا // دلبر جانومه ماه تابانومه دل پیش من بیا بیا / از بد اخشانومه آرام جانومه دل پیش من بیا بیا. (نیست)***

یا علی: تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و زیبایی / دری باشد که از رحمت به روی خلق بگشایی // بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم / فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم // اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد / من و ساقی به هم سازیم و بنیادش بر اندازیم // عف همی زند اشتر من ز دفی همی کند حاصلم من / شلب نمی جم ز جام جم جمجمه‌ی مرا نوا نی به دف زند /کاتش عشق مطلقی ماه ز پشت تو که سر به چاه می‌کنی گریه می‌کند گریه یا علی / بر این یتیمان که نگاه می‌کنی گریه می‌کنند یا علی / ماه ز پشت تو که سربه چاه می‌کنی. (سعدی، حافظ)***

 

 

برگرفته از سایت گنجور

نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ؛ www.moh3ennamjoo.blogfa.com

 


برچسب‌ها: تک آهنگ های اجرا شده توسط محسن نامجو, محسن نامجو, محسن, نامجو
+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1391ساعت 13:55  توسط حسین قریوند  |