محسن نامجو

Mohsen namjoo

بوسه‌های بیهوده نام چهارمین آلبوم خواننده و آهنگساز ایرانی محسن نامجو است که در خارج از ایران ساخته و منتشر شده‌است. اولین آهنگ آلبوم به نام "باقالی" در ۲۲ ژانویه از آیتیونز منتشر شد. بوسه‌های بیهوده از یک بامداد ۱۳ فوریه در آیتونز برای دانلود منتشر شد.

 

 

قطعات آلبوم به ترتیب:

El Sol Sueno (قسمت اول): نه لخت پلیکانت را سر رستاخیزست بر لبانم / نه بر جای جای سوخته ی این عروج مزمنت، پلی ست ماندگار ز دستم تخطیروار / دلبرا، حضور من اکنون چونان شاهین ست بر ترازو / نه سر پروازی، نه واکنای نماندنی بر جای. (------)***

El Sol Sueno (قسمت دوم): دیگر عشق هم نمی داند، من از فروغ روی تو برخاستم نه از صلابت نگارگران / من از طلاگونه نامت، نه از غلظتی که بر جان عزیزان ریختی / من از جان تو بر خاستم، نه از افسار بیگانه ی خدایان / من از چشم تو برخاستم، نه از بهین نامه ای که بر نام جهل گشادی / نه از دل شنگی مداوم مرگ بی قرار / که دیگر میل بازتابش نیست / دیگر بر گنجینه ی دانایان لگام پرسری نمایان است / دیگر مرگ خفته است، دیگر مرگ خفته هم نمی داند، که من از شور تو برخاستم، از انعکاس حضور تو. (------)***

نادیده رخت: تو مثل همین آتش میمانی، دیگر گفتم / تو مثل همین آتش میمانی، و خاکستر سردت منم / تو مثل همین آتش میمانی تنها و گرم و دلگوار که دیگر زوری نداری بر سوزاندن / تو مثل همین آتش میمانی و دیگر گفتم که گلستانی و ابراهیم کرده ای مرا / که ابراهیم گلستان شده ام / من قدم میزنم بر تو قدم میزنم / دلت را نمی شکنم دیگر بر سنگ / قدم میزنم تش عشق بی صاحب مانده این میانه تویی / چه ذوالفقارانه نقش مصمم دیواری ات را به پای میبندی / که گلستان مصممی شاید و من ابراهیمش// نادیده رخ ات، در غم عشقت شده مشکل / ترسم که بمیرم نشود مشکل من حل / تو نازنین یار منی، تو یار و غمخوار منی / من که میمیرم خدا، من که می سوزم چرا دور از منی. (------)***

Improvisation: سوزن می شوم سوزناک در رگ پای خودم بالا میروم / سر شکسته تا قلبم میروم فرو که تا چاقانا بالایش میروم / که قلبم میشکند تا بریزد خونش شور انگیز // اکنون دست میکنم در تو تا به در آرمت از میان دو بر گلو مانده عشق شور انگیز / من دست میکنم در تو شور انگیز / فواره ی پایم از فلک میگذرد که نمیدانم چیست / میخواهی اصلا از این شعر بگذرم تا قند حبه کنیم و بنوشیم شور انگیز / سر تا به پا عین طالبی، طالبی / همین که گفتم را هم پاره کنم اصلا زاج بجوم، شاش بشوم، کات بزنم، همه ی این نرمی ها را عین طالبی / فواره ی پایم از فلک گذشتن گرفت / بیا تا از صد ابر بگذریم و به صد دشت شقایق و زرتشت، حرف نزن بیا بقییه اش را بشنو نوووح میشوم کشتی ام را سوار شو با صد بلبل دیگر / بخوان درست و حرفت نباشد بیا با قی اش / میان باغ میشویم سپس دستت را بده حرفت نباشد / سوزن شده ام دیگر در پای خود فرو / سو ساتور شده ام بر دست تو / حرف نزن دستت را بده تا فرو شوم که تا چاقانا بالا، خونش را جمع کن / ساتور بوده ام همیشه که فواره دستم، از همان فلک می گذرد. (------)***

Romanian Folk Dance: این پخش که می کنی عطرت همین پخش که می کنی آن نمی دانم نامش میان همه خیابان های شهر پخش که می کنی عطرت // صد سال گذشت بر تن من و از صد ساکت سرای بی سلیقه که سفر میکنی پخش عطرت میان همه خیابان های شهر / باز هم بعد از صد سال و دستان من بی سفر مانده سفت در پوست گردویی بی سر و ته که غم می بارد از رنگ آن و چشم هایم را که باز میکنی پخش عطرت را میان همه خیابان های شهر // بعد از همین که صد سال پوست گردو چشم باز می کند میان دستم و تو می دوی می آیی حال می کنی / همین اگر بدانی که گردوان دریایند و من بر ساحل می میری و غش می کنی // صد سال گذشت بر تن من سافی سرایدار و سینه ام از سرمای این سر که می دوانیم خس خس می کنی و دیوانه وار با آن عطر دستاوینت سر بر بالش که می نهی هر شب انگار سرم را می گذاری لای پرس می کنی. (------)***

Verano Porteno: (not text). (------)***

Tango: تمام این شعر که سه واژه اش را هنوز بیشتر نسروده ام، قبل از این نسروده ام / می خواهد بگوید که هوا برای زندگی کافی نیست، و نور نیز لازم / و این می رساند که اگر رسانا باشد شعر، آنکه می سراید می تواند مرده باشد و می تواند کور کامل / و این می رساند که آنکه می رساند عاشق است که کور می تواند باشد و مرده / پس هوا را از او بگیر، خنده ات را نه / هوا را از او بگیر، گریه ات را نه / که موی گندیده به چشم نیامده ات هم مازاد بر مصرف من است / من همان هشتاد برگ برجسته یک خطم / و تو زیبا نفس ناسلامت منی اکنون / اصلا تو خورشیدی، از این شعر تکراری تر ممکن است / اصلا تو شراره ای، نه همان خورشیدی که پشت ابر نمانده ای و نمی مانی و نخواهی ماند و نمانی خواه / سی ها سال می گذرد که بتوانم تشدید بر سلامتم بگذارم اگر تو بخواهی / و تو، آی تو، ناسلامت کرده مرا و سلامت می کنم من / هوا را از من بگیر، خنده ات را نه / هوا را فضا را از من بگیر، غذا را و فضا را و قضا را از من بگیر، حظ ها را از من بگیر خنده ات را نه / نور را از من بگیر، شعله ات را نه / وفا را از من بگیر، گریه ات را نه / حالا لختم و پختم از دستت دیگر / مرده ام فکر کنم، اما خنده ات را نه / بعید است زنده باشم، مرده ام / سعید است دستی که پاره می کند گرده ام / سعید است، امامی است سعید امامی است / من قتل های اخیر زنجیره ای توام / من هم جیره ای تو که جیره را شیره را از من بگیر، باغ پر خنده ات را نه / کشته اند مرا لبانت و دندانانت و همه آن رسته ها بر جانت، که خنده ات را نه / کشته اندم و جسدم در جایی پنهان است / تویی که می شناسمت ای آئینه بردار، ای سردار آئینه، ای نظر می کنی بر آئینه، چون نظر کردی بر آئینه جسدم بر تو پنهان است / لاله روئیده است بر کفنم / کشته اندم و زیر لاله گوشت انداخته اند لاله گوشت / همان هاله لاله گوشت، که ابتدا آغاز تمام جهان بود / جهان را از من بگیر، امان را خزان را باد وزان را / ای باد وزنده از برج، پرتابم کن که بیافتد این شاعر تمام این شعرها را سرود / که بیافتد مرد مرده زیر لاله بوده / سی ها سال چهل ها سال می گذرد که آن زیر پنهان است این شاعر / هوا را از او بگیر، هوای وزنده باد وزنده را از من که خودمم هم او که شعر تکراری می سراید / من کلیشه ام هشتاد برگ برجسته یک خط دو خط و ده ها خط هم که بسرایم آزاد نمی شود عشقم / عشق یعنی مغز بیست هزار تخمه آفتابگردان را میان قوطی کبریت ریختن / عشق یعنی از یکدگر آویختن وقتی تمام جهان در راه است و ول است و رهاست / رها را از من بگیرخنده ات را نه / خطا را از من بگیر گریه ات را نه زود / وفا را صفا را نگارا نه زود / تمام این شعر قبل از آنکه بسرایمش می خواست همین را بگوید. (------)***

هفتت: اقالو به بالا بود و هفتت رو به بالا بود و راهت ز من کج بود / عشق تو در قبرم پاییز بود، لیز بود، پا لیز بود // بالا شدم به جهان چون ندیدم اثری / بلوا شدم گاهی سر بر پا شدم رویت هماره رو به پاییز بود، لیز بود، پا لیز بود // در دل آتش غم رخت تا که خانه کرد / دیده سیل خون به دامنم بس روانه کرد // آفتاب عمر من فرو رفت و ماهم از افق چرا سر برون نکرد / هیچ و صبحُدم نشد فلک چون شفق ز خون دل مرا لاله گون نکرد // ز روی مهت جانا پرده برگشا / در آسمان مه را منفعل نما // به ماه رویت سوگند که دل به مهرت پابند به طرّه ات جان پیوند / قسم به زند و پازند به جانم آتش افکند فراق رویت دلبند // بیا نگارا جمال خود بنما / ز رنگ و بویت خجل نما گل را // رو در طرف چمن بین بنشسته چو من / دلخون بس ز غم یاری غنچه دهن. (------)***

Guardane Las Vacas(قسمت اول): یه روزی مرغ تو هم تخم طلا میزاره / تخم طلا رو میفروشی باهاش یه زندگی میخری / هنوزم یه جایی هست آسمونش آبی باشه / دریاهاش سبز سبز، آدماش سبز سبز / یه روزی مرغ تو هم نوکشو رژ لب میزنه، ماتیکو میبری میبوسی باهاش یه زندگی میکنی / هنوزم آدمی هست رژ لبش مشکی باشه، رنگ قضیه کاکائو طعم قضیه کاکائو /یه روز تو هم مثل مرغت تخم دو زرده میزاری / خودتو واسش ضبح می‌کنی دلتو واسش نصف می‌کنی / هنوزم سرابی هست که وقتی میرسی آب باشه / با یه لذت واقعی حال از ته دل و واقعی / یه روزی همه‌ی مرغا دلو جگرو به سیخ می‌کشن / دلو جگرو لا نون میزاری، نارنجو ریحون میزاری / هنوزم یه حرفی هست تا دل آدمو بلرزونه / چشات پر از اشک شوق گونه‌هات خیس از اشک شوق / یه روزی مرغ وجودت پراشو قیچی می‌کنه / پرا رو میریزی تو او بالشت آروم میگیری رو بالشت / هنوزم روی زمین یه بهونه‌ای پیدا میشه / گریه‌هات همه واسون خنده‌هات همه واسه اون. (------)***

Short Motif: دستت به من نزن از دستت عاجزم / مانده است همه کارای زشتت تو حافظم / جانت ز من بگیر و رحت زمن ببر / هیچ آزگار سال دگرت نگیرنت من ببر. (------)***

Pavane: من لولیتایی می شناختم نقاش طبیعت بی جان خسبیده در پر قو تهران / و احمد دیپلمه ی ریاضی و ناراضی راننده ی تاکسی زردم بود مشهد / هردو مربوط به زمانه ای که ناگاه همه چیز از دست رفت از هر سو ایران / احمد گفت آی لولیتا منم سوار خسته ی سرنوشت که آرمان نسلم تباه شد / و لولیتا عاشق آن تباه شد عاشق شده بر احمد تباه شده بر اسبش درازکش / بیست و پنج سال گذشت من لولیتایی میشناسم که نمی دانم از او هیچ جز سرمو تهران / و خویش دیپلمه ی ریاضی و ناراضی نه گواهینامه ای نه اسبی نه یابویی هیچ کجای ایران / هالوژن عظیم امید که اینک در من می زند سوسو / نه آنقدرم ابله نه آنقدر دروغگو که بگویم سوار خسته ی سرنوشت اینچنین پر رو / نه نسلم آرمانی دارد اصلا که از دست رود / نه پولی که بگریزم نه کونی که همکشم یا خود را کشم / پس هیچ لولیتایی مرا در خویش نخواهد پذیرفت حتی در ریسایکلبینش / بگذارمو بگذرم غمگنانه و شاد، ما تحت گشاد و دل آزرده. (------)***

نوشین لبان: شیوه ی نوشین لبان، خدا خدا / چهره نشان دادن است، عزیز من / پیشه ی اهل نظر، دیدن و جان دادن است / چون به لعلش می رسی، خدا خدا / جان بده و دم نزن عزیز من / مزد چونین عاشقی نقد روان دادن است // من از دست غمت، عزیزم چه مشکل ببرم جان // با ما بی وفا تو که نبودی / پر جر و جفا تو که نبودی / دور از دل ما تو که نبودی / بی مهر و وفا تو که نبودی. (------)***

Guardane Las Vacas(قسمت دوم): نه محدبی که حیوانم از وجود بر تو شاخ شود / نه مقعر چنانکه از تو بگریزم / تنها راستی استوار و رستاخیزنده که هر چه جز این را چرند گفته ام بنده / لزج از انزجار است زمانه ی جاری / عثمان خافی هم گیتار فندر خرید / و آن طرف رودخانه همه سودای تصاحب فسیل دارند / خسته ام و بی رمق ای لاله ی صحرایی نشکفته چرا // از همه جهان راحت ترم همین را بگویم که من سیم باندم / من زیر پا فتاده ام بی آن که جان دم / من هیچ نیستم جز وسیله ای که سر از سر دروازه خلق به آن سر باند ماندم که من سیم باندم / تنها نماندم انگار هیچگاه که اگر لفت دادم رایت بود هماره در کنار من / آن دم که در کنارم بودی عشق می راندم، جان میسایاندم، جان میدادم آن دم، همه خانمان میدادم آن دم // همه خانمان میداندمی که با تو بال پراندم / همه خانمان میاندمی پری، هوای فضای میان ماندن // همه خانمان میدمی که با تو فشاندم / ای عشق چه سانه ماندم، همه خانماندم، چگونه زبان دم، پیچ و اقبا وای، که من سیم بیچاره باندم. (------)***

آفت: کلي گويي آفت شعر است / حرف مفت آفت ذهن است / ذهن الکن ستاره بشمارد / ذهن ياغي ستاره مي چيند / فاق کوتاه آفت لگن است / آفت جنگ نو گلنگدن است / آفت مزرعه سه تن ملخ است / آفت عشق وصل يا بوسه / لحجه ی زشت آفت گویش / سنگ و سیمان هم آفت رویش / مرده ي يک شبه چو نمره ي بيست / ثلث اول که هيچش ارزش نيست / مرده ي قرن را چنين بنگر / همچو تجديد ناب شهريور / خنده سر داده رند و بازيگوش / بگذار اين رفوزگي هم روش / ذهن شاگرد خنگ فاجعه است / خنگ شاگرد در مراجعه است / عشق هميشه در مراجعه است / بعد صد ها هزار سال از خاک / چه مهم است پاک يا ناپاک / چه مهم است سبک بیس راک / چه مهم است پول يا بي پول / چه مهم است ماله يا شاغول / آفت ذهن همنشين بد است / خواه بنشسته روي مبل سياه / خواه در قاب تلويزيون پيدا / خواه استاده به آسمان چون ماه / حرف صد تا يه غاز تا ابد است / عشق اول فقط يه خاطره است / عشق بعدي هماره فاجعه است / عشق هميشه در مراجعه است / آفت حافظه باکتري دقيق / مثل آب دهان مرده رقيق / حافظه غمی ست عمیق / خاطره خود کلانتر جان است / بر سرت بشکند هوار شود / مثل زندان ژان والژان است / حافظه نفس را بدراند / صد گيگا بايت را بپراند / نان روز از براي سکس شب است / نان شب هم براي عاشق مست / عشق هميشه در مراجعه است / پس از اين صد کتاب شعر هم روش / حرف اسکندر و تزار هم توش / همه آيند و باز، باز روند / زنده بودن که خود منازعه است / عشق هميشه در مراجعه است. (------)***

Melancholy of a Beautiful Day: چه بگویم ترجمان چه باشم که از درون من فقط شعر جست و زبانم راه دیگر نیافت / قبل از آن که کش آید معنای بی بخارم در درازنای شصت صفحه چرت و پرت / شش باز صدای بی شلم شم شین درش نای آتش عشق که شوخت مرا / قبل از آنکه بس آید قبل از آنکه بالا آید همه ریتم های هلوخورده / آتش به جانم زد عشق آتش به جانم زد ریتم آتش بجانم زد سرعت / آتش به جانم پهنه ی بی بدیل بازی آتش به جانم زد پهنه ی بی بدیل با هم بودن / آتش به جانم زد پهنه ی بی بدیل باهم سودن / آتش به جانم زد پهنه ی بی بدیل باهم خمودن. (------)***

Chanson du Feu Follet: دل داده ی من دلبر و دل داده ی من دلبر سودابه ی من / مهتابه ی من دست به آفتابه ی من هیکل قرقاوه ی من روغن مایتابه ی من / مارکوزه ی من غذای هر روزه ی من ببین تو دیوزه ی من بدست خود پوزه ی من ببند قلاده تویی / هیکل جلاده تویی وفای سر داده تویی جفای آماده تویی / ببند قلاده تویی پوزه ی من ببند قلاده تویی / هنگامه ی من واسه همه فصل ها برنامه ی من نخوانده بر، نامه ی من / روت به که عیان بود تیز بود شامه ی من / قتامه ی من تو راس برنامه ی من علامه ی من ببر خوناشامه ی من / گاز ز عمامه ی من کندی و علامه ی من گشتی و بر تو نامه ی من خواندی و خیس به حمامه من رفتی و رنج ز کلامه ی من بردی و عشق در کاسه من ریختی و اشک، بی تو ادامه ی من کشک / هرناندز من مراحل سنتز من دو بیتی فائز من تعلم غامز من / محدوده ی من نگاه بیهوده ی من ببین دل و روده ی من سر روده ی من / ببین دل و روده ی من محدوده ی من سیاه از دوده ی من سیاه بیهوده ی من شکاف محدوده ی من / سجاف دروازه ی من دلبر تنازه ی من رید به آوازه ی من سخت شده سازه ی من درد به اندازه ی من / کاشانه ی من موی به سر شانه ی من شعاع لب پریده ی خورشید شانه ی من / مردانه ی من سفید دردانه ی من مرغ غمت گشتم و شد حسرت تو دانه ی من. (------)***

Cordoba Scenes from Summer: کشاله های ران من، کشاله های ران تو برید امان من جان من برید امان من، درد تو رسید تا مغز استخوان من / کشاله ها مناقشات جان من برید نان من، آجر است در دهان من / ملامت است این کمان من, کشید بر زبان من, جان من / کشاله های ران تو برید امان من درد هجر تو رسید تا مغز استخوان من / ملاحضات ثانوی, کشاله های چاقوی، مشاوران خاتمی، مسافران زندگی، مناسکات معنوی معین جان من برید امان من سفید ران من / یک روز به شیدایی در زلف تو آویزم خود را چو فرو ریزم با خاک درآمیزم چرا که من همان خاکم که هستم / یک روز سر زلف بلوندت چینم بهر دل مسکینم اینم، جگرم اینم / یک روز که باشم مست لایعقل و طرد و سست یک روز ارس گردم اطراف تو را گردم از خاک برآرم تو بر آب نشانم تو کشتی ای شوم جاری دور از همه بیزاری / دریای خزر گردم خواهی تو اگر جونم / محصول هنر گردم خواهی تو اگر جونم / صد سینه سپر گردم خواهی تو اگر جونم / یک روز بصر گردم یک روز نظر گردم پانصد سر سر در گم ای وای / حبل المتین گیست جمعا به تو آویزیم لاتفرقوا واعتصموا / یک روز درآویزم بر گیس تو آمیزم یک روز دو چشمم خیس یک روز دلم چون گیس آشوفته و ریساریس / بردار دگر بردار بردار به دارم زن از روی پل فردیس / ای درد توام درمان درد بستر ناکامی وی یاد توام مونس در گوشه تنهایی / ای خاطره‌ات پونز نوک تیز ته کفشم این سندل رسوایی / گرگی تو و میشم من بر زلف تو آویزیم آب از تو سریشم من بر زلف تو آویزیم / اوگزاز و دیازپامی جر زلفت آرامیم چون زلف تو نآرامم رسوا و پریشم من سشوار. (------)***

باقالی: من از دل کناری نجستم / تو هم هیچ بارم نکردی / خراج ملک ری پرداخت می کردم به زلفانت / من از ته با تو درآمیختم، انفاق فوقانت / بوالعجب ژن های افغانت، خانومک بهر لطافت / انفاق چشمانت، نصف شب آوا و افغانت / من از دل هم نجستم، کناری نجستم / تو هم هیچ بارم نکردی / تو آدم حسابم نکردی / تو هم هیچ یارم نبودی / تو هم هیچ کنارم نبودی / تو از یار غاری قراری نجستی / تو که هیچ بارم نکردی / تو دیوار حایل، بارم نکردی / تو زهر حلاحل، یارم نبودی / تو اوج شمایل، سوارم نکردی / تو گرداب حایل، کنارم نبودی. (------)***

 

 

برگرفته از جلد و متن اثر

نوشته شده توسط مدیر وبلاگ ؛ www.moh3ennamjoo.blogfa.com

 


برچسب‌ها: آلبوم بوسه های بیهوده, متن ترانه های محسن نامجو, آهنگ های محسن نامجو, شعر های محسن نامجو, محسن نامجو
+ نوشته شده در  جمعه سوم آذر 1391ساعت 14:9  توسط حسین قریوند  |